یکی از رفتارهای آزاردهنده قضاوت زودهنگام هست. وقتی من کلاس اول راهنمایی بودم معاون مدرسه مون با یک قضاوت زودهنگام درباره کار من باعث بدبینی همه معلمان نسبت به من شد. من وقتی این موضوع رو فهمیدم خیلی گریه کردم. ماجرا از این قرار بود که یک روز معلم علومم در کلاش تشنه شد و از من خواست یک لیوان آب برایش بیاورم من هم که خیلی دلم می خواست آبی به دست و وصورتم بزنم از این پیشنهاد معلمم،خیلی خوشحال شدم و یک لیوان آب از آبدارخونه مدرسه پرکردم و با لیوان آب روی حیاط مدرسه رفتم و در قسمت  آبخوری های روی حیاط که کنار سرویس های بهداشتی بود،صورتم را شستم و  به کلاس برگشتم. معاون مدرسه که از دور شاهد کار من بود گمان کرده بود که من از روی شیطنت یا خدای نکرده تمسخر، لیوان  را از روی حیاط پر کرده ام و همین که زنگ تفریح خورده بود به معلمان گفته بود که  از بچه ها نخواهید که برایتان آب بیاورند! یکبار که معلم ادبیاتمون توی کلاس تشنه شد وقتی از بچه ها خواست برایش آب بیاورند ، خندید. وقتی بچه ها علت خنده خانم را جویا شدند،معلممان رو به من کرده و گفتند: زهرا، تو چرا از روی حیاط برای خانم...آب آوردی؟! با پرسیدن این سوال تمام بچه های کلاس خندیدند و من  به شدت ناراحت شدم و کلی گریه کردم و تمام ماجرا را برای معلم ادبیاتمون  تعریف کردم البته ایشون از این که خودش هم گرفتار قضاوت نادرست شده بود،خیلی  ناراحت شد  و از من عذرخواهی کرد، ولی خاطره قضاوت زودهنگام اون معاون که باعث بدیبنی همه معلمان نسبت به من شده بود،هنوز در ذهنم هست.

                          زهرا امیری- دبیرستان هدی(دوره دوم)