امشب من و وجدانم با هم خلوت کردیم تا کارنامه ی خدمت چندین ساله ام را منصفانه قضاوت کنم.
وجدان:  شغلت چیست؟
من: معلمی
وجدان: همان که می گویند شغل انبیاست؟
من: بله، مفتخرم به این شغل
وجدان: مگر کار انبیاء اصلاح ناهنجاری های اجتماعی نبود؟
من: بله
وجدان: توکدامین ناهنجاری را اصلاح کرده ای؟ اصلا ناهنجاری های پیرامونت را می شناسی؟
من: از این حرف وجدانم یکه خوردم و با دلهره گفتم من همه ی ناهنجاری ها را می شناسم و با آنها دست و پنجه نرم می کنم و از دیدنشان دلم می گیرد. ارتباط نامشروع با جنس مخالف، اختلاس، اعتیاد به مواد مخدر، دین گریزی،مسئولیت گریزی، تقلب، سلفی گرفتن به جای کمک به همنوع ، قانون گریزی، تخریب محیط زیست، هدر دادن منابع طبیعی و خیلی چیزهای دیگر
وجدان: خوب! برای حل این ها چه کرده ای؟
من: دوباره از این سوال یکه خوردم، کمی کارنامه ام را ورق زدم، به روزهایی که با بچه ها در کلاس بودم فکر کردم ، به صحبت هایم با همکارانم. با بچه ها فقط درباره محتوای درس ها صحبت کرده بودم و با همکارانم درباره کم بودن حقوقم،پایین بودن منزلت اجتماعی ام و چیزهایی از این قبیل.
به وجدانم گفتم من بایستی با روش های مناسب، محتوای کتاب ها را آموزش می دادم. در کتاب های ما چیز زیادی درباره ی این ناهنجاری ها نبود و کسی از من نمی خواست این مسائل را بگویم، من هم چیزی نمیگفتم.ضمنا وقت کلاس هم به من اجازه نمی داد از مبحث درسی خارج شوم.
وجدان: بنظرت آیا این حرف ها بهانه ی خوبی هست برای فرار از مسئولیت؟ تمام مردم جامعه به تو به چشم یک مسئول تعلیم و تربیت نگاه می کنند. توخود نیز معترفی که شغلت شغل انبیاء هست! در بالای تقدیر نامه هایت تو را بخاطر این که در جایگاه والای انبیاء قرار داری می ستایند!
من: در مقابل این حرف های وجدانم فقط سکوت کرده ام. از لحظه ای که این گفتگوها یبن و من وجدانم بالا گرفته افکارم به هم ریخته و به این می اندیشم به راستی من چگونه میتوانم این ناهنجاری ها را کم کنم؟ به این می اندیشم من هر چه محتوای کتاب ها را خوب یباموزانم هر چه درصد قبولی ام در کنکور بالا رود وقتی انسانی با ناهنجاری های زیاد را وارد جامعه و بازار کار کنم در واقع هیچ کار نکرده ام.
پس از کلی کلنجار با وجدان خودم به این نتیجه رسیدم از همین امروز به اصلاح این ناهنجاری ها بپردازم، با نقد این ناهنجاری ها در کلاس، با تشکیل یک گروه  با شاگردانم در فضای مجازی، با ارتباط دوستانه با بچه ها و خیلی کارهای دیگر.
خدایا من و همکارانم را در این مسیر سخت کمک نما، الهی آمین