غصه معلمی
دلم گرفته است،
احساس می کنم تا خرخره در مرداب فرو رفته ایم
مردابی از دسیسه
منجلابی بی پایان
که نظام تعلیم و تربیت کشورم را به نابودی می کشد،
معلم، دانش آموز، کتابهای درسی، و ...
انگار همه چیز را در خود فرو می برد...
دلم می گیرد، از این روزها...
روزهایی که نه عشقی مانده و نه انگیزه ای،
نه دانش آموز و نه معلمی،
نه یاددهنده و نه یادگیرنده ای
تنها نمره هایی کذایی نقش بر کاغذهای سپید... بیست بیست بیست ...
بر این بیست ها باید گریست
تنها روشنی این روزها شاید همین سپیدیهای کاغذ باشد
فریادهای ما در گلو خفه شده است،
باشد که کاغذها تیرگی را فریاد کنند!!!
سلام دوستان