ما در باران خواهیم ماند

کتابی دیگر از دکتر محمدرضا نیستانی با نام " در باران خواهیم ماند"  منتشر شد.
به گزارش تابناک اصفهان، دکتر محمد رضا نیستانی در رابطه با این اثر گفت: مسالۀ اصلی نگارنده در این اثر، توصیف، تبیین، تحلیل و ارزیابی بازیگران عرصۀ دانش در بستر تجربۀ زيستۀ خويش است و پارادایم غالب در این مجموعه نیز همچون اثر پیشین نویسنده ؛ کلاس از جنس واقعه؛بر مبنای پدیدارشناسی است. در پارادایم پدیدارشناسانه، زندگی به معنای عام و تجربۀ زیستۀ شخص به معنای خاص، پایه و مبنای شناخت و تفسير پدیده‏های اجتماعی قرار می‏گیرد.  محقق در تبیین و تحلیل اصحابِ دانش از «تبارشناسی مبتنی بر تجربۀ زیسته» بهره برده است و در این روش، پژوهشگر میکوشد تا به‌جای یافتن دودمان یا تبار خانوادگی و اصل و نَسَب خویش، به بررسی تبار و ریشه‏های تجارب زندگی خود بپردازد و هر پاره خاطره و شکسته حادثه‏ای از تجارب گذشته را با پردهدری تمام، دستمایۀ مطالعه و دقت قرار دهد.نگارنده به‌جای گوش سپردن به زبان و نوشتههای دیگران، كلام و تجربه‏های خود را به وادی اندیشه میآورد و کاری میکند که در آینده مجبور نگردد تجربه و اندیشۀ زیستۀ خویش را با شرم از زبان بیگانه‏ای بشنود كه برای گفتن تمام حقیقت، آموزش ندیده است. در تبارشناسی تجربۀ زیسته، محقق مسأله را فقط از توصیفهای زمینهای و زمانِ حال به دست نمیآورد، بلكه ریشه یابی زندگی او از گذشته تا اكنون راه را برای اشاره‏ ها و نشانه ‏های تفكر برانگیز دربارۀ پدیده می گشاید. نگارنده با درهم‌آمیختگی تجربۀ زیستۀ گذشته با آنچه كه اكنون با آن مواجه است، ضمن درکِ حقیقتِ کنش‏های بازیگران عرصۀ دانش، تلاش می‏کند تا به تفكر فلسفی و به پیوندهای نامتناظر و به جنبۀ نامتناهی و نامتعارف رویدادهای تحصیلی و آموزشی خود بپردازد.  در پژوهش تبارشناسی مبتنی بر تجربۀ زیسته، نگارنده خود را اسیر نظریه ها و مفاهیم از پیش تعریف‌شده نمی‏كند و میکوشد قلمرو مفهومی خویش را با بهره ‏گیری از روایت‏های واقعی تا جایی که امکان دارد گسترش دهد. ازاین‌رو، تبارشناسی زندگی شخصی، عرضۀ اندیشه‏ ها از منظر باغی انبوه و پُر پیچ‌وخم است که نگارنده تلاش میکند در خلال گشت‌وگذار در تجربه های گذشته و حال، آرام‌آرام به کُنه پدیده های آموزشی دست یابد. ازآنجایی‌که بررسی، تحلیل و ریشه یابی تاریخی تجربه های زندگی، نمیتواند امری كاملاً شخصی و بیگانه از جامعه باشد؛ نگارنده در اين جُستار همچنین کوشيده است تا ضمن ریشه ‏یابی تجربه‏ های زندگی خویش، برای آنکه مطالعه از اعتبار علمی و از عینیت و دقت لازم برخوردار باشد، روایت‏های فردی را با روایت‏های جامعه شناختی درهم بیامیزد. در پیكرۀ این اثر تلاش شده است تا جایی كه امكان دارد مطالعۀ موجود، شرح كامل و اصیلی از حقیقت پدیده را ارائه دهد و از تخیل و امور غیرواقع توشه نگیرد و همه‌چیز را از چشمۀ زلال واقعیت بنوشد، ازاین‌رو، نگارنده در روایت تجربۀ زیستۀ خویش، به دنبالِ تبار و دودمان خیالی نبوده و تمامی روایت‏ها را مبتنی بر پدیده‏ های عینی ارائه داده است و باوجوداین باید اذعان داشت داوری‏های صورت‏گرفته دربارۀ رخدادهای پیرامونی، خالی از اندیشه‏ ها، نگرش‏ها و تمایلات فردی نیست.

 لینک خرید کتاب www.yaremana.ir

منطق ماشین دودی

یكی از دوستان ما كه مرد نكته سنجی است، یك تعبیر بسیار لطیف داشت، اسمش را گذاشته بود منطق ماشین دودی. می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یك درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم. وقتی بچه بودم منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن زمان قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران- شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم كه قطار وقتی در ایستگاه ایستاده بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می كنند و به زبان حال می گویند ببین چه موجود عجیبی است! معلوم بود كه یك احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود با یك نظر تعظیم و تكریم و احترام و اعجاب به آن نگاه می كردند. كم كم ساعت حركت قطار می رسید و قطار راه می افتاد. همین كه راه می افتاد بچه ها می دویدند، سنگ برمی داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند. من تعجب می كردم كه اگر به این قطار باید سنگ زد چرا وقتی كه ایستاده یك ریگ كوچك هم به آن نمی زنند، و اگر باید برایش اعجاب قائل بود اعجابِ بیشتر در وقتی است كه حركت می كند. این معمّا برایم بود تا وقتی كه بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم. دیدم این قانون كلی زندگی ما ایرانیان است كه هركسی و هر چیزی تا وقتی كه ساكن است مورد احترام است. تا ساكت است مورد تعظیم و تبجیل است، اما همین كه به راه افتاد و یك قدم برداشت نه تنها كسی كمكش نمی كند بلكه سنگ است كه به طرف او پرتاب می شود. این نشانه ی یك جامعه ی مرده است، ولی یك جامعه ی زنده فقط برای كسانی احترام قائل است كه متكلّم هستند نه ساكت، متحرّكند نه ساكن، باخبرترند نه بی خبرتر. پس ای معلم عزیز دانش آموزانت را برای ساختن چنین جامعه ای آماده کن و ابتدا خویشتن خویش را.

برگرفته از سایت پایگاه جامع استاد شهید مرتضی مطهری(مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: )426

اثر پیگمالیون در نگرش معلم!

 

در سال 1966، رابرت روزنهال و لنور جاکوبسن، 20% از دانش آموزان یک مدرسه را به صورت تصادفی انتخاب کردند و به معلم های این افراد اعلام کردند که این کودکان در آزمون "استعداد و نبوغ ذهنی" عملکرد درخشانی داشته اند (که در واقع چنین نبود). نتایج تحقیق نشان داد صرف ادعای اینکه این کودکان نبوغ ذاتی دارند، سبب شد که معلم ها رفتار و انتظار بالاتری از این کودکان داشته باشند و این تغییر نگرش در مورد این کودکان منجر به تغییر برخورد معلم ها شده و تشویق و گرایش مثبت به این کودکان را در ذهن آنها ایجاد کرده بود. جالب این بود که وقتی معلم ها باور داشتند یک دانش آموز استعداد و هوش بالایی دارد، این برداشت به طور ناخودآگاه به کودک منتقل می شد و او نیز از خود تلاش بیشتری نشان می داد و حتی در تست بهره هوشی نمرات بالاتری از قبل کسب می کرد.

به این پدیده در روان شناسی، "اثر پیگمالیون( نگرش مثبت نسبت به عملکرددیگران) می گویند. اثر پیگمالیون توضیح می دهد که برداشت و قضاوت دیگران نسبت به ما در عملکرد ما موثر است برای مثال اگر معلمی یک کودک را کند ذهن بداند، این برداشت، بر ذهن و رفتار دانش آموز نیز اثر می گذارد و او خود را کند ذهن می داند و دیگر تلاشی برای تغییر وضعیت خود نمی کند. اما بالعکس اگر معلم کودکی را تیزهوش و با استعداد بداند این اثر سبب می شود دانش آموز نیز نگرش مثبتی نسبت به خود پیدا کند و سطح انتظار از خود را بالاتر ببرند.